در عرصه ادبیات کلاسیک ایران آثار درخشانی از پژوهشها و نگارشها و اندیشهورزیهای مرحوم علامه قزوینی بجا مانده است که شمار آنها در این راپورت مختصر نمیگنجد. او همواره و درحال و هرجا که بود عمر گرانبهای خود را در پرداختگری و غبار زدایی از آثار ادبی و دواوین شاعران قرون وقف می کرد و آن طور جریده اطلاعات درخبری در روز یکم مهر ۱۳۰۸ خبر داده است او درسفر تیمورتاش به اروپا پیشنهاد جالبی به این وزیر دربار رضا شاه می دهد که با استقبال تیمورتاش مواجه می شود و حدود سه برابر آنچه او پیش بینی می کرده است پول دراختیار او می گذاردتا خرج پیشنهاداتش بکند.
در راپورتی که روز یکم مهر۱۳۰۸ درجریده منتشر شده این واقعه چنین به ثبت رسیده است :
درموقع توقف آقای تیمورتاش وزیردربار دراروپا(درسنه ماضیه – یعنی پارسال) ازطرف آقای میرزامحمدخان قزوینی (مشهور به علامه قزوینی) که از فضلای ایرانی میباشند پیشنهادی هم تقدیم ایشان شده بودکه مقررشودازکتب نفیسه خطی ایرانی که درموزهها و دارالفنون های اروپا موجودو منحصربفرد است برای جمع آوری درموزه معارف ، عکس برداشته شود.پیشنهاد مذکور مورد تصویب واقع شدودرنتیجه اقدامات وزیردربار،از طرف وزارت معارف معادل ۴۵۰۰ تومان با اختیارات کافی به آقای قزوینی داده شده بود. دراین مدت آقای قزوینی برای برداشتن عکس مساعی لازمه را بکار برده و چهارجلد کتب خطی ذیل را با بهترین طرزی عکسبرداری برداشته و به طور کتاب تدوین نموده اند که گویا قریبا به ایران ارسال خواهدشد.
چهار کتاب مزبور به این شرح بوده اند:
۱- حقایق الادویه تالیف موفق هروی که به خط اسدی طوسی نوشته شده است و اولین کتابی است که به زبان فارسی بعد از استیلای عرب تالیف شده است و تاریخ آن هم ۳۵۰ هجری ست. کتاب مذکورمنحصربه فردو فعلا درکتابخانه شهروین پایتخت اطریش است
۲- مونس الاحرار تالیف بدر جاجرمی است که به خط مصنف نوشته شده و تایخ آن۷۴۱ هجری است و فعلا درتصرف یک نفر ایرانی ساکن اروپاست .
۳- تاریخ بیهقی که درسنه ۵۶۱ هجری تالیف شده ودرسنه ۸۰۰ نوشته شده و منحصر به فرد است و فعلا درکتابخانه لندن است .
۴- کتاب مجمع التواریخ که درسنه ۵۳۰ تالیف شده و منحصربه فرد است و فعلا درکتابخانه پاریس است .
کلیه مخارج عکسبرداری و تهیه کتب مذکور درحدود ۱۵۰۰ تومان تمام شده است .
درباره علامه قزوینی
درباره علامه قزوینی درمراجع مختلف نگارشهای متعددی دیده میشود از جمله این که نوشتهاند: محمّد قزوینی در یازدهم فروردین ۱۲۵۶ خورشیدی در تهران و در محلهٔ سنگلج در خانوادهای از تبار قزوین زاده شد. پدر و اجدادش از اهل قلم وفرهنگ بودند. پدربزرگ او ملاعبدالعلی قزوینی از دانشمندان قزوین بود. پدرش ملا عبدالوهاب قزوینی معروف به «ملا آقای قزوینی» اصلاً اهل بلوک بشاریات (اکنون بخش بشاریات) بود که با کوشش شخصی صاحبمرتبهای در دانش و ادب شد و به تهران آمد و در مدرسهٔ معیرالممالک درس میداد.
پدر محمد قزوینی در ۱۲۶۷ درگذشت. محمد در این زمان دوازدهساله بود و به کمک شمسالعلما بهجای پدر در تدوین نامه دانشوران شرکت کرد تا کمک معاش خانواده باشد. او صرف و نحو و فقه و کلام و حکمت را نخست نزد پدر و سپس نزد استادان دیگر مانند شیخ فضلالله نوری و میرزا حسن آشتیانی و ملامحمد آملی تحصیل کرد. او از محضر ادیب پیشاوری و شیخ هادی نجمآبادی نیز برخوردار شد. در مدرسهٔ معیرالملک حجرهای گرفت و طلبه شد. پدر فروغیها یعنی میرزا محمدحسین فروغی او را به همکاری در روزنامه تربیت تشویق کرد و او را با روش کار و تحقیق ادبی و تاریخی اروپاییان آشنا ساخت. بهزودی شهرتی در زمینههای مختلف ادبی پیدا کرد و بهخصوص در نحو عربی چهرهای شاخص شد. در تألیف بخش تاریخ اسلام در کتاب تاریخ مفصل ایران که کتاب درسی مدارس بود شرکت داشت.
سفر به لندن
او در سال ۱۲۸۳ خورشیدی به دعوت برادر خود که آن زمان در لندن بود، به قصد دیدار از کتابخانهٔ عظیم لندن و نسخههای قدیمی نفیس آن، از راه روسیه و آ لمان و هلند رهسپار لندن شد. به گفتهٔ خودش «پس از مشاهدهٔ عظمت کتابخانهٔ آن شهر و تأمل آنهمه کتب نفیسهٔ نادره از عربی و فارسی و غیره شوق مطالعهٔ آنها چنان بر من غلبه کرد که بیاختیار اهل و وطن و خانواده را نمیگویم فراموش کردم ولی موقتاً خیال آنها را به کناری گذاردم.»
جهانگشای جوینی در لندن
او دو سال در لندن اقامت داشت و در این مدت با جمعی از خاورشناسان انگلیسی همچون ادوارد براون آشنایی یافت. ادوارد براون که سمت ریاست امنای اوقاف گیب را داشت، به او پیشنهاد کرد که کار تصحیح بعضی از کتابهای کهن فارسی را جهت نشر در سلسله انتشارات اوقاف گیب به عهده گیرد. در سال ۱۲۸۵ محمد قزوینی به منظور آغاز کار تصحیح تاریخ جهانگشای جوینی که بهترین نسخههای آن در کتابخانه ملی پاریس بود عازم آن شهر شد وتا هشتسال بعد در پاریس مشغول به تحقیق بود. در این مدت موفق به نشر جلد اول تاریخ جهانگشای جوینی و آماده کردن جلد دوم آن شد و ضمناًچند مقاله و رساله دربارهٔ ادبیات وتاریخ ایران نوشت، و دو سه متن کهن فارسی را تصحیح کرد. در این دوران با جمعی از خاورشناسان نامدار فرانسوی چون کلمانهوار و شارل باربیه دومنار مراوده داشت. در خاطرات خود از سالهای اقامت پاریس از تجدید دیدار با علیاکبر دهخدا نیز یاد میکند که مدتی در اوایل استبداد صغیر جزو مهاجرین ملی در پاریس اقامت داشته است.
علامه قزوینی در دوران طولانی اقامتش در اروپا به پژوهش و بررسی نسخههای خطی فارسی و عربی در مراکز پژوهشی مشغول بود.علاوه براین با مراکز شرقشناسی اروپا آشنا شد و سعی کرد از این مراکز استفاده لازم را ببرد.مراکز شرقشناسی انگلیس، فرانسه و آ لمان از جمله مراکزی بود که وی در آنجا تجاربی اندوخت.
محمد قزوینی در سال ۱۳۱۸ با توجه به مشکلاتی که اتباع خارجی مقیم در اروپا به علت بروز جنگ جهانی دوم گرفتار آن شده بودند، تصمیم به بازگشت به ایران گرفت و بعد از سیوششسال اقامت در خارج از ایران، در مهرماه آن سال برای اقامت دایم به ایران بازگشت. در ایران نیز تمام اوقات او صرف مطالعه و پژوهش و ویراستن متون کهن میشد. ویرایش دیوان حافظ با همکاری قاسم غنی یادگار دورهٔ اقامت او در تهران است.علامه محمد قزوینی در۶ خرداد سال ۱۳۲۸ در تهران درگذشت و در شاهعبدالعظیم در کنار مزار ابوالفتوح رازی دفن شد.
شما چه نظری دارید؟